امشب در سر شوری دارم

امشب در دل نوری دارم

باز امشب در اوج آسمانم

رازی باشد با ستارگانم 

امشب یکسر شوق وشورم

ازین عالم گویی دورم

از شادی پرگیرم که رسم به فلک

سرود هستی خوانم در بَر حور و ملک

در آسمانها غوغا فکنم

سبو بریزم ساغر شکنم 

امشب یکسر شوق و شورم

ازین عالم گویی دورم 

با ماه و پروین سخنی گویم

وز روی مه خود اثری جویم

جان یابم زین شبها ماه و زهره را به طرب آرم

از خود بی خبرم ز شعف دارم نغمه ای بر لبها

امشب یکسر شوق و شورم

ازین عالم گویی دورم 

"مرحوم کریم فکور"

----------------------------------------------------------------------------------------

سلام.

با  عرض تبریک ولادت امام جواد(ع) و دیگر روزهای فرخنده ی این ماه؛ براتون بهتری ها رو از خداوند خواستارم و امیدوارم تو زندگی همه ی ارزوهامون به هدف تبدیل بشه تا به امیدخدا اگه به صلاحمونه با تلاش و توکل به مقصد نزدیک بشه.

با تشکر از وبلاگ «هنر فریبا» بخاطر در اختیار قراردادن اهنگ «غوغای ستارگان اقای اصفهانی»



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢٩ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()

سلام.

ادم چقدر می تونه با حماقت و بی فکری خودش تنزل کنه که به قبر شخصی اهانت کنه و بعد از هزار سال و چندی، بدون اینکه به شان رفیع انسانی فکر کنه و بخاطر تعصب های بیجا و کینه توزی های بی اساس دست به کاری بزنه که هیچ حیوان درنده ای با شکار خودش نمی کنه چه برسه با هم نوع خودش. خدارو شکر این رفتارها بیش از پیش حق گویی اهل بیت(ع) و یاران بزرگوارشون و نشون میده و همین حق گویی ها به مزاج همیشه تلخ ظالمان خوش نمیاد و باعث شده به مزار و مدفن صحابه ی بزرگوار پیامبر(ص) ،«حجر بن عدی» که درود خداوند بر او و همه ی نیک منشان باد، بی احرامی کنن.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

«اللهم عجل لولیک الفرج»

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خانم  موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می  آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که ازبیمارستان های صحرایی هم  مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند.اوضاع  مجروحین  به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود.
رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی
شدیدی  داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام  شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و
برای جراحی  آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را
در بیاورم  تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که  داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش  آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من  دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم...

چادرم  در مشتش بود که شهید شد.

از آن  به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

* چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر  فکرشان،هدفشان،راهشان،نگاهشان،عشقشان و حجابشان فاطمی نباشد...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

نظر محمدرضا:

فکر می کنم اگه از منظر اجتماعی هم نگاه کنیم وقتی شخصی قراره لباسی بپوشه فرهنگ زندگی اجتماعی اینگونه حکم می کنه که ادم به بقیه ادم ها هم احترام بزاره. وقتی شخصی (هم خانم و هم اقا) با پوشش نامناسب وارد محیط اجتماعی میشه انگار داره وارد ویترین میشه برای عرضه کردن خودش و با این کارش هم به خودش بارکد قیمت می زنه و ارزش خودش و کم می کنه هم اینکه به افرادی که باهاش روبرو می شن اجازه می ده که به عنوان مشتری باهاش برخورد کنن و در بین این افراد کسایی هم هستن که دلشون نمی خواد بعنوان مشتری بهشون نگاه بشه.

(...دوره ی ارزانیست...)

خوش به حال کسایی که قدر گوهر دورنیشون و می دونن.

منبع: وبلاگ " هنرِ مجاهد "

-----------------------------------------------------------------------------------------------



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٩ | ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()

سلام.

ولادت خانم فاطمه الزهرا(س) و به محضر اقا مهدی صاحب الامر و الزمان(ع) و همه عاشقان تبریک می گم.

«مادر یعنی نگین خلقت، اوج نعمت، سنبلی از عشق»

روز یاداوری این  نعمت بی شمار و به همه شما بزرگواران تبریک می گم و خدا رو به خاطر همه ی نعمت هاش شکر می کنم.

«خدایا بی اندازه شکرت و بیش از پیش کمکمون کن تا قدرت تشکر از نعمت هاتون و همیشه و در همه حال داشته باشیم»

-----------------------------------------------------------------------------------------------

لوئى پاستور، شیمیدان معروف فرانسوى و صاحب کشف‏هاى مهم علمى، هنگامى که بر اثر نظریه‏هاى بدیع خود به اوج افتخار جهانى نائل شد، دولت فرانسه در صدد برآمد خانه‏اى را که محل تولد او بود به موزه تبدیل کند.

پاستور در آن مراسم ضمن یک سخنرانى که در خانه محقرشان ایراد کرد از مادر فداکارش کمال سپاس و حق‏شناسى را بجاى آورد. او با صدائى که از فرط تأثر مى‏لرزید چنین گفت: اى مادر عزیز! اى گمشده دلبند، که سالیانى دراز در این خانه با من به سر بردى، توئى که اکنون همه چیز را مدیون تو مى‏بینم. مادر شجاع و دلدارم! تمام حسن فداکارى و شور و هیجانى که در راه عظمت علم و بزرگى میهنم به کار بسته‏ام و از این پس نیز به کار خواهم بست، تو به من آموخته‏اى و در وجودم رسوخ داده‏اى. کار مشقت بارى که تو در خانه و درکارگاه کوچکمان پیش گرفته بودى، به من درس صبر و حوصله در تحقیقات علمى آینده‏ام داد. از آن گاه که با وجود فقر و مسکنت مرا به مکتب فرستادى، عشق به میهن و خدمت به بشر را در شب و روز به من آموختى. اکنون از تو اجازه مى‏خواهم، تمام سرافرازى که میهنم در جشن امروز به من اعطاء مى‏کند به پیشگاه عظمتت تقدیم کنم. همین قدر بدان که فرزندت امروز که در میان امواج افتخار و سربلندى غوطه ور است، بازهم خود را بدون تو، اى مادر عزیز، در این جهان بزرگ تنها و بى‏پناه مى‏بیند! (مادر، ص 239.)

سخن آلبرت انیشتن خطاب به معلم و دانش آموز:

بزرگترین هنر معلم، برانگیختن روح فعالیت در جهان به خاطر ابداع علم و تحصیل علوم است.

فرزندان عزیزم، به خاطر داشته باشید که هر چه در مدارس خود یاد می گیرید نتیجه ی کار نسل های بی شماری است، که در اثر کوشش آرزومندانه ی همه مردم جهان به ثمر رسیده، و سپرده ای است دست شما؛ از آن استفاده ببرید و به آن بیافزایید تا روزی که آن را، با کمال امانت و وفاداری به فرزندانتان بسپارید.

ما موجودات فانی، از مواد ابدی و پایدار آفرینش، علی رغم عمر کوتاه خودمان، ارزش هایی می آفرینیم که می توانند عمر جاوید داشته باشند.



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱۱ | ٢:۳٩ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست / طاقت بارفراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد / سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

میل آن دانه خالم نظری بیش نبود / چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن / بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم / به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست

نازنینا مکن آن جور که کافر نکند / ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف / من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم / بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت / خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی / به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

سعدیا نامتناسب حیوانی باشد / هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست

ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله، مشهور به سعدی شیرازی



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۳ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون