سلام.

ادم چقدر می تونه با حماقت و بی فکری خودش تنزل کنه که به قبر شخصی اهانت کنه و بعد از هزار سال و چندی، بدون اینکه به شان رفیع انسانی فکر کنه و بخاطر تعصب های بیجا و کینه توزی های بی اساس دست به کاری بزنه که هیچ حیوان درنده ای با شکار خودش نمی کنه چه برسه با هم نوع خودش. خدارو شکر این رفتارها بیش از پیش حق گویی اهل بیت(ع) و یاران بزرگوارشون و نشون میده و همین حق گویی ها به مزاج همیشه تلخ ظالمان خوش نمیاد و باعث شده به مزار و مدفن صحابه ی بزرگوار پیامبر(ص) ،«حجر بن عدی» که درود خداوند بر او و همه ی نیک منشان باد، بی احرامی کنن.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

«اللهم عجل لولیک الفرج»

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خانم  موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می  آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که ازبیمارستان های صحرایی هم  مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند.اوضاع  مجروحین  به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود.
رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی
شدیدی  داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام  شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و
برای جراحی  آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را
در بیاورم  تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که  داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش  آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من  دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم...

چادرم  در مشتش بود که شهید شد.

از آن  به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.

* چادری ها زهــــــــرایی نیستند! اگر  فکرشان،هدفشان،راهشان،نگاهشان،عشقشان و حجابشان فاطمی نباشد...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

نظر محمدرضا:

فکر می کنم اگه از منظر اجتماعی هم نگاه کنیم وقتی شخصی قراره لباسی بپوشه فرهنگ زندگی اجتماعی اینگونه حکم می کنه که ادم به بقیه ادم ها هم احترام بزاره. وقتی شخصی (هم خانم و هم اقا) با پوشش نامناسب وارد محیط اجتماعی میشه انگار داره وارد ویترین میشه برای عرضه کردن خودش و با این کارش هم به خودش بارکد قیمت می زنه و ارزش خودش و کم می کنه هم اینکه به افرادی که باهاش روبرو می شن اجازه می ده که به عنوان مشتری باهاش برخورد کنن و در بین این افراد کسایی هم هستن که دلشون نمی خواد بعنوان مشتری بهشون نگاه بشه.

(...دوره ی ارزانیست...)

خوش به حال کسایی که قدر گوهر دورنیشون و می دونن.

منبع: وبلاگ " هنرِ مجاهد "

-----------------------------------------------------------------------------------------------



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٩ | ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون