سلام.

با حدود 1 هفته تاخیر، ولادت با سعادت اقامون مهدی صاحب الامر و الزمان(ع) رو بر همگان تبریک می گم.

شعر کوتاه از انونو کوماچی (شاعر ژاپنی)

ای زنبق وحشی

که در کوهستانی به نام "انتظار" روئیده ای

آیا تو نیز کسی را در این پاییز

وعده ی دیدار داده ای؟!

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

«اللهم عجل لولیک الفرج»

«خدا کنه همیشه لب های همه تو خوبی ها پر از شادی و خنده باشه»

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم»

-----------------------------------------------------------------------------------------

  • ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ:

باﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ .

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ

ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ !

ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :

ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !

  • یارو میره دبی تو رستوران میگه: الکباب

کباب براش میارن

میگه: الپیاز

پیاز براش میارن

میگه: البرنج

برنج براش میارن

با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه

گارسونه بهش میگه اگه من ایرانی نبودم الکوفت هم بهت نمیدادن !!

  • ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ نوشته ﺑﻮﺩ: ﺩﻧﯿﺎ ﺍﮔﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﺒﻮﺩ!

ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﺷﻤﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﺰﻥ «ﺟﻬﺎﻥ» ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ !؟

  • مورد داشتیم طرف معتقد بوده اگر اعضای خانوادش دسته جمعی زیر کولر بخوابن ، به موتور کولره فشار میاد ، شاید هم بسوزه ……
  • طرف نوشته من خیلی لاغرم هر کار می کنم چاق نمیشم یکی اومده کامنت داده رو تردمیل برعکس بدو.
  • یه سوال فلسفیه که بدجور ذهنمو درگیر کرده: چرا مگسی که گنده ست خره، اما زنبوری که گنده ست گاوه؟
  • مورد داشتیم ورودی 93، رفته آموزش و گفته استاد نیومده، توپ بدین بازی کنیم!

 

  • ظهر سوار تاکسی بودم؛ بعد راننده با ماشین پشتی دعواش شد. پیاده شد گفت من اینجا وایسادم و وای خواهم ساد...؟!
  • یکی تعریف می کرد می گفت: استامینوفن خورده بودم، قرصه ازم پرسید: الان دقیقا کجات درد می کنه که منو خوردی؟ اومدم بگم سرم! یادم اومد قرصا که حرف نمی زنن، فهمیدم اشتباهی ترامادول خوردم!
  • رو دسته صندلی دانشگاه نوشته بود وقتی زلزله اومد راهکار پشت صندلیو بخون !
    پشتشو نگاه کردم نوشته بود واقعا تو دانشجویی که معنی وقتی زلزله اومد و نمی فهمی
  • طرف جای عکس پروفایلش نوشته "coming soon" احتمالا تو این مدت می خواد فتوشاپ یاد بگیره!
  • طرف زده شیشه ادکلونو شیکونده، با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه! یعنی تو کف مدیریت بحرانشم!!!
  • دﺍﺩﺍﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
    ﻣﯿﮕﻢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻟﻤﺎﻧﻪ! 
    ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺍﯾﻨﻘﺪر ﺧﻨﺪﯾﺪ ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﭼﺎﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ...
  • شما نیت به رژیم گرفتن بگیر

حتی دستگیره های یخچال هم خوشمزه به نظر میان !

  • نحوه روبوسی عید :

ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻪ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻡ ﺳﺎﻝ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭک

ﺩﻭﻣﯽ : سلام ﺳﺎﻝِ “ﻣــﺎﭺ” ﻧُﻮِ “ﻣـــﺎﭺ” ﺷﻤﺎﻫﻢ “ﻣــــــﺎﭺ” ﻣﺒﺎﺭک !

  • بچه فامیلمون هنوز به دنیا نیومده رفتن براش ماشین برقی خریدن اونوقت ما تا راهنمایی با متکا و پتو براخودمون ماشین درست میکردیم یه کاسه ام نقش فرمونو ایفا میکرد ! تازه وقتایی که زیادبودیم به صندلیاش اضافه میکردیم با بچه ها دسته جمعی میرفتیم مسافرت ، کلی ام حال میداد...
  • چندتا چیپس خریدم دارم باهاشون بالن درست می کنم، اگه برنگشتم حلالم کنید!
  • بعضیام هستن وقتی ادکلن خودشونو می زنن: تس تس ، ولی وقتی از ادکلن یکی دیگه می زنن: تسسسسسسس توسسسسس (زیر بغل، لای ناخنا) هااااارت هووووورت! بابا این آدما رو از سطح شهر جمع کنین خب
  • مورد داشتیم طرف تو امتحان رانندگی خواسته دنده عقب بیاد، بعد به جای اینکه دستشو بندازه پشت صندلی، انداخته دور گردن افسر!
  • تو میوه فروشی دیدین نوشته شلیل مجلسی؛ مگه شلیل اسپرت هم داریم؟؟؟
  • دیدی درد نداشت ؟؟؟؟!!!!!
    جمله نوستالژیک پدر و مادرها بعد از آمپول زدن به بچشون درحالیکه بچه داره خون گریه میکنه !
    ینی اون همه اشک شوق بوده آایا؟؟؟؟
  • طرف میره پیتزا فروشی یه پیتزا سفارش میده، صندوقدار میپرسه پیتزاتون چند قسمت بشه؟ 6 یا 12 قسمت؟
    یارو میگه وااای نه من نمیتونم 12 تا بخورم همون 6 قسمتش کنید.
  • یه بنده خدایی واسه اولین بار میخواست خرید اینترنتی کنه؛ الان سه روز کارت عابر بانکش تو سی دی رام گیر کرده...
  • یکی از بچه ها ازم پرسید به قیافه ام میخوره چند سالم باشه ؟

گفتم : ۲۷ سال

ناراحت شد گفت : ۲۲ سالشه .

گفتم : ۵ سال دیگه به حرفم میرسی ، ببین کی گفتم !

  • مورد داشتیم که طرف اومده سوپر مارکت دست گذاشته رو پفک به فروشنده گفته: ببخشید آقا از این پفکا دارین..؟!! ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ طرف ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﺩ برامون!
  •  یه بار یکی از بچه ها سر کلاس خوابش برده بود، استاد اومد بالا سرش گفت خواب بودی؟ بنده خدا هول شد گفت: نه استاد دراز کشیده بودم!
  •  دم بازی های کامپیوتری گرم که یادم دادن هر وقت دشمن دیدم یعنی دارم راهو درست می رم.
  • یارو کتاب نوشته چگونه 120 سال عمر کنیم بعد خودش تو 68 سالگی مرده.
  • هرکس تونست منطقى به سوالم جواب بده . ما که دوتا زانو بیشتر نداریم،چرا میگن چهار زانو بشین؟
  • ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﮔﻬﯽ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺯﻧﮕ زدﻡ، ۱۵ﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩ ، ﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻡ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ ﺩﯾﮕﻪ!
    ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ! ﺧﺮﺝ ﺍﻋﺼﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺩﯾﮕﻪ ؟
  • ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ
    ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮﺩﻡ ﻭﺍﯾﺮﻟﺲ ﭘﺎﯼ ﺧاﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩاﻣﺎﺩﻩ ﯾﺎ ﻋﺮﻭﺱ !؟
  • یکی با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو. با هزار زور و زحمت از راننده رضایت می گیره. تو چهار راه بعدی دوباره می زنه به همون ماکسیما، سرشو از ماشین بیرون میاره میگه: برو برو منم.
  • پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند:
    پدر عزیزم، با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست‏‏ دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه . اون چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
    پسرت، john

پاورقی: پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست؛ من خونه tommy هستم. فقط می خواستم یاداوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه.! دوست دارم!! هر وقت برای اومدن به خونه امن بود بهم زنگ بزن.



 



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢۳ | ٢:۳٧ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون