امام صادق علیه السلام فرمودند:

کسی که در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ یک از گناهان او را به روی او نمیآورد.

وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث19

خم شدم زیر خط عشق سرم را بوسید

دم پرواز پدر بال و پرم را بوسید

مادرم باران شد، بغض که در چادر کرد

بوی اسفند خداحافظی ام را پُر کرد

مادر از پر زدنم داشت دگر بو می برد

از قطاری که به اهواز پرستو می برد

دل نمی کندم و خندید گره را وا کرد

آب را پشت سرم ریخت مرا دریا کرد

سفر از ساحل امنی به دل طوفان بود

چه قطاری پُرِ از موج و پُر از باران بود

همه ی همسفران عازم میخانه شدند

کوپه ها پشت سر هم همه پیمانه شدند

پرکشیدیم و رسیدم و زخود سیر شدیم

و رسیدیم به جایی که زمین گیر شدیم

از گلوی همه ی اسلحه ها می می ریخت

و مسلسل به تنم جام پیاپی می ریخت

و زمین بعد تنم جامه ی سُرخم را خورد

قطره های وصیت نامه سُرخم را خورد

عمر دنیا چه سبک بود چه ناگاه گذشت

و زمان از کفنم مثل پر کاه گذشت

باد حتی خبرم را به کسی باز نگفت

گریه های پدرم را به کسی باز نگفت

پدرم ماند که معنای خبر یعنی چه

مادرم گفت که مفقودالاثر یعنی چه

چه توان کرد دلت صبر ندارد مادر

آه مفقودالاثر قبر ندارد مادر

راستی سینه ی مجنون مرا یادت هست

با توام خاک بگو خون مرا یادت هست

هر چه درد آمد، من یک تنه آغوش شدم

چه غریبانه، غریبانه فراموش شدم

گریه کردن نکند وصله ی ناجور شده

شهر من گریه نکرده ست ولی کور شده

آه ای باد بیا پیرهنم را بو کن

زنده ام زنده بیا و کفنم را بو کن

نکند رفتن من گرمی نانی شده است؟

خون من رونق بازار کسانی شده است؟

فکر کردند که از زخم تنم می میرم؟

گفته بودم که برای وطنم می میرم

مدعی نیستم این مردم مدیون منند

یا بدهکار زمین ریختن خون مننند

وصیت می کنم از حرمت خود کم نکنید

پیش دستی که مرا کشت سری خم نکنید

سختتان است اگر بی تن و بی سر باشید

لااَقل با پدرم مثل برادر باشید

وطن ای ماهی در خون تنم یادم باش

ای حجاب پریانت کفنم یادم باش

کفنم گر که حجاب پری ات خواهد بود

خون من مثل گل روسری ات خواهد بود

گر چه من سوختم از غیرت و خاموش شدم

چه غریبانه غریبانه فراموش شدم

مهدی مردانی



تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢۳ | ٩:٠۸ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون