با سلام خدمت همه دوستان و مخاطبان عزیز.هورا

با توجه به اینکه سالگرد وبلاگ منشور هنر می باشد به همین منظور در نظر گرفتم که اولین مطلبی که افتتاح کننده ی منشور هنر1 بود و در اولین سالگرد وب نیز با همان مطلب بروز بشم؛و شاید اصلی ترین دلیل بنده برای این کار این باشه که دلم می خواد همه شما دوستان شعری رو بخونید، که جزو بهترین شعرهاییست که تا حالا خوندم...

کوه پرسید ز رود

زیر این سقف کبود

راز ماندن در چیست؟   گفت:در رفتن من

کوه پرسید ومن؟  گفت:در ماندن تو

بلبلی گفت: ومن؟  در غزلخوانی تو

آه از ان آبادی

که در آن کوه رود

رود مرداب شود

و در آن بلبل سرگشته،سرش را به گریبان ببرد

و نخواند دیگر

من و تو بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جزدر

ماندن من

خواندن تو

رفتن یاران سفر کرده یمان نیست

بِدان..!

شهید ابولفضل سپهر

                                              

 

برای دوستانی هم که این مطلب و قبلا خوندن به مناسبت بزرگداشت حافظ، تفالی دیشب زدم که حافظ اینگونه جواب داد...(شما هم نیت کنید بعد این غزل زیبا رو بخونید) گل 

عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم      روی و ریای خلق به یک سو نهاده‌ایم

طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم      در راه جام و ساقی مه رو نهاده‌ایم

هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده‌ایم      هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده‌ایم

عمری گذشت تا به امید اشارتی      چشمی بدان دو گوشه ابرو نهاده‌ایم

ما ملک عافیت نه به لشکر گرفته‌ایم      ما تخت سلطنت نه به بازو نهاده‌ایم

بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال      همچون بنفشه بر سر زانو نهاده‌ایم

تا سِحر چشم یار چه بازی کند که باز      بنیاد بر کرشمه جادو نهاده‌ایم

در گوشه امید چو نظّارگان ماه      چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده‌ایم

گفتی که حافظا دل سرگشته‌ات کجاست      در حلقه‌های آن خم گیسو نهاده‌ایم

 

خواجه شمس الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٢٦ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون