به کعبه رفتم و زآنجا هوای کوی تو کردم      جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

شِعار* کعبه چو دیدم سیاه دست تمنّا      درازجانب شَعر* سیاه موی تو کردم

چو حلقه درِ کعبه به صد نیاز گرفتم      دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم

نهاده خلقِ حرم سوی کعبه روی عبادت      من از میان همه روی دل به سوی تو کردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی    طواف وسعی که کردم به جست وجوی تو کردم

به موقفِ عرفات ایستاده خلق دعا خوان     من ازدعا لب خود بسته،گفت وگوی تو کردم

فتاده اهل مِنی در پی مُنی* و مقاصد

چو جامی از همه فارغ من آرزوی تو کردم

عبد الرحمان جامی ملقب به خاتم الشّعرا

شِعار: لباس زیرین و رویی، نشانه، در اینجا مقصود پوشش کعبه
است.

شَعر: موی، نوعی پارچه ابریشمین نازک و گرانبها که در حاشیه
لباس می دوزند.

مُنی: آرزو، خواهش.

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱۱ | ٤:۱٩ ‎ب.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون