- مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردنِ مال. عاقلی را پرسیدند: نیکبخت کیست و بدبخت چیست؟ گفت: نیکبخت انکه خورد و کِشت و بدبخت انکه مُرد و هِشت.

مکن نماز برآن هیچ کس که هیچ نکرد / که عمردرسرِتحصیلِ مال کردو نخورد

- دوکس رنج بیهوده بردند و سعیِ بی فایده کردند: یکی انکه اندوخت و نخورد، و دیگر انکه اموخت و نکرد.

علم چندان که بیشتر خوانی / چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بوَد، نه دانشمند / چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و خبر / که بر او هیزم است یا دفتر

- مشک ان است که ببوید نه انکه عطار بگوید؛ دانا چو طبله عطّارست خاموش و هنر نمای، و نادان چو طبله غازی بلند آواز و میان تهی.

عالم اندر میان جاهل را / مثلی گفته اند صِدّیقان

شاهدی در میان کوران است / مُصحَفی در سرای زِندیقان

- مراد از نزول قرآن، تحصیلِ سیرتِ خوب است نه تَرتیلِ سورتِ مکتوب. عامیِ متعبّد پیاده ی رفته است و عالِمِ مُتَهاوِن سوارِ خفته. عاصی که دست بردارد  به از عابد که در سر دارد.

سرهنگِ لطیف خویِ دلدار / بهتر ز فقیهِ مردم ازار

- هر که در پیشِ سخنِ دیگران افتد تا مایه فضلش بدانند، پایه جهلش بشناسند.

ندهد مردِ هوشمند جواب / مگر انگه کز او سوال کنند

گرچه بر حق بوَد فراخ سخن / حملِ دعویش بر مُحال کنند

------------------------------------------------------------------------------------------------

هِشتَن: گذاشتن ، نهادن      /طبله: صندوقچه

طبل غازی: طبلی که جنگجویان به هنگام جنگ می زنند و صدایش بلند است

مُصحَف: قرآن      /ترتیل:خوب و شمرده و آرام و آشکار خواندن      /سورت: سوره     
متعبّد: عبادت کننده

مُتَهاون: سهل انگار ، سست      /عاصی: نافرمان ، گناهکار      /دست بردارشتن: دست به دعا برداشتن

در سر داشتن: باد غرور در سر داشتن      /سرهنگ: در قدیم به معنای پهلوان بوده

در پیش سخن دیگران افتادن: در میان سخن دیگران سخن گفتن



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٥ | ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون