سلام خدمت همه مخاطبان گرامی. این مطلب یک هفته زودتر گذاشته شده برای اینکه هفته دیگه محرمه و مطالب خاص خودش و می طلبه.

«ای دوست این پیشکشی ام را بپذیر»

---------- تا انتها ظهور ----------

امشب در یک خواب عجیب

رو به سمت کلمات، باز خواهد شد...

---------- مسافر ----------

...هنوز در سفرم

خیال می کنم، در آب های جهان قایقی است

و من مسافر قایق، هزار سال است

سرود زنده دریانوردان کهن را

به گوش روزنه های فصول می خوانم

و پیش می رانم...

...تکان قایق، ذهن را تکانی داد:

غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست

همیشه با نفس تازه راه باید رفت، و فوت باید کرد

که پاک پاک شود صورت طلایی مرگ...

---------- تنهای منظره ----------

...انس،مثل یک مشت خاکستر محرمانه

روی گرمای ادراک پاشیده می شود

فکر، آهسته بود

آرزو دور بود

مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند

در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد

یک دهان مشجر، از سفرهای خوب

حرف خواهد زد؟

---------- مسافر ----------

...سفر پر از سیلان بود

و از تلاطم صنعت تمام سطح سفر

گرفته بود و سیاه...

---------- سمت خیال دوست ----------

ماه

رنگ تفسیر مس بود...

---------- دوست ----------

...پلک هاش مسیر نبض عناصر را

به ما نشان می داد

و دست هاش، هوای صاف سخاوت را

ورق زد

و مهربانی را، به سمت ما کوچاند...

---------- صدای پای آب ----------

...زندگی رسم خوشایندی است...

...زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من وتو برود...

...زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست...

گلچینی از اشعار مرحوم سهراب سپهری



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۳ | ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون