دوستت دارم پریشان، شانه می خواهی چه کار

دام بگذاری اسیرم، دانه می خواهی چه کار

 

تا ابد دور تو می گردم، بسوزان عشق کن

ای که شاعر سوختی، پروانه می خواهی چه کار 

 

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود

راستی تو این همه دیوانه می خواهی چه کار

 

مثل من آواره شو از چار دیواری درآ

در دل من قصر داری، خانه می خواهی چه کار

 

خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین

شرح این زیبایی از بیگانه می خواهی چه کار

 

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن

گریه کن پس شانه مردانه می خواهی چه کار؟

مهدی فرجی

------------------------------------------------------------------------------------------

نظر محمدرضا:

یاد شعر حکیم سنایی افتادم که

«ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راهنمایی...»

منبع: وبلاگ " محبوبهِ هنر "

------------------------------------------------------------------------------------------



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٩ | ٢:٤٦ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون