«الّلهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»

 

گفتم که نکن ای گل با ساز دلم بازی‎

گفتش که دلت بردم دیگر به چه می نازی؟‎


گفتم که به هر سازت رقص دگری کردم

گفتش تو به اینگونه ، از خویش بتی سازی‎


گفتم که زاحوالم آیا خبری داری؟‎

گفتش غزلت خواندم ، هی قافیه می بازی‎


گفتم که بخوان شعری در وصف دو چشمانم‎

گفتش که به وصف تو ، چه شعر وچه آوازی‎


گفتم به چه نحوی تو فرهاد شدی ای گل؟‎

گفتش که چه می دانم تو ساحر پر رازی‎


گفتم که توصیادی ، این لحظه شکارم کن‎

گفتش که نشستم تا تو، تور بیندازی

---------------------------------------------------------------------------

نظر محمدرضا:

گاهی وقتا مشکلات زندگی اونقدر پیچ و تابمون می ده که از خیلی چیزا غافل می شیم؛ ولی یه لحظه فکر کردن به همه چی، به خودمون به اطرافمون به خدایی که خودش گفته «هر کس را به اندازه ی توانش تکلیف می کنم» باعث میشه درست تر ببینیم. و حالا دوباره به زندگیمون با همه ی فراز و نشیباش نگاه کنیم؛ به شخصه تو این شرایط احساس خوبی دارم و سعی می کنم نگهش دارم، حسی که بهت قدرت می ده که فکر می کنی چقدر قوی هستی که خداوند مسائل سخت و سر راهت قرار می ده، حسی که بهت غرور می ده که از بین همه ی خلایق خدای بزرگ این همه هواتو داره ومی خواد عیارتو بیشتر کنه تا به ارزش واقعیت پی ببری، حسی که دلت می خواد با عشق صداش بزنی که خدا جون «... نشستم تا تو، تور بیندازی»..!!!

منبع: وبلاگ " هنرِ پادینا "

---------------------------------------------------------------------------



تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱ | ٢:۱٤ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون