«الّلهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»

روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : دلم میخواهد یکی از بندگان خوبت را ببینم . خطاب آمد : درصحرا برو ، آنجا مردی هست که در حال کشاورزی کردن است . او از خوبان درگاه ماست . حضرت آمد و دید مردی در حال بیل زدن و کار کردن است . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چه میکند . بلایی نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش را از دست داد . فورا نشست ، بیلش را هم جلوی رویش قرار داد .
گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم ، حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم .
اشک در دیدگان حضرت حلقه زد ، رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبر خدا هستم و مستجاب الدعوه . میخواهی دعا کنم تا خداوند چشمانت را دوباره بینا کند ؟

مرد پاسخ داد : نه .
حضرت فرمود : چرا ؟
گفت : آنچه پروردگارم برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خود برای خودم می خواهم .

---------------------------------------------------------------------------

خدایا امرور خیلی ها باهات عشق بازی کردن؛ خیلی ها خودشون و تو بغلت انداختن و مثل بچه، های های گریه کردن؛ خیلی ها از شما چیزهایی خواستن که شاید...

خدایا ! یه دعا درحق خودم و همه ی کسایی که باهاشون اشنا هستم و نیستم می خوام  بکنم؛ ای کسی که از رگ گردن بهم نزدیکتری، ای کسی که یادت همیشه ارامش دهندست، ای کسی که همیشه یادمی حتی وقتایی که... ، ای کسی که بیشتر از خودم دوستم داری، ای کسی که...

مثل همیشه و بیش از پیش کمکمون کن تا اون چیزی که شما برامون اختیار کردی و بیشتر دوست داشته باشیم تا اون چیزی که خودمون برای خودمون می خواهیم .!!<آمین>

ای مونس تنهایی هام، برای همه چیز شکرت، شکری بی اندازه و بی شمار.!!



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٥ | ٢:٢۱ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون