«الّلهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»

یه‌ شبِ مهتاب‌ ، ماه‌ میاد تو خواب‌
منو می‌بره‌ ،
کوچه‌ به‌ کوچه‌

باغِ انگوری‌ ، باغِ آلوچه‌
دره‌ به‌ دره‌ ، صحرا به‌ صحرا
اون‌ جا که‌ شبا ، پشتِ بیشه‌ها
یهِ پری‌ میاد ، ترسون‌ و لرزون‌
پاشو میذاره‌ ، تو آبِ چشمه‌
شونه‌ می‌کنه ،
مویِ پریشون‌
یهِ شبِ مهتاب‌ ، ماه‌ میاد تو خواب‌
منو می‌بره ، تهِ اون‌ دره‌

اون‌ جا که‌ شبا ، یکه‌ و تنها
تک‌ درختِ بید ، شاد و پُرامید
می‌کنه‌ به‌ ناز ، دَستشو دراز
که‌ یه‌ ستاره‌ ، بچکه‌ مثِ
یه‌ چیکه‌ بارون‌ ، به‌ جایِ میوه‌ش‌
نوکِ یه‌ شاخه‌ش ، بشه‌ آویزون‌..

یه‌ شبِ مهتاب ، ماه‌ میاد تو خواب‌
منو می‌بره ، از تویِ زندون‌
مثِ شب‌پره ، با خودش‌ بیرون‌،
می‌بره‌ اون‌ جا ، که‌ شبِ سیا
تا دمِ سحر ، شهیدایِ شهر
با فانوسِ خون ، جار می‌کشن‌
تو خیابونا ، سرِ میدونا:
«- عمو یادگار! ، مردِ کینه‌دار!
مستی‌ یا هشیار ، خوابی‌ یا بیدار؟»

مستیم‌ و هشیار ، شهیدایِ شهر!
خوابیم‌ و بیدار ، شهیدایِ شهر!
آخرش‌ یه‌ شب ، ماه‌ میاد بیرون‌،
از سرِ اون‌ کوه ، بالایِ دره‌
رویِ این‌ میدون ، رد می‌شه‌ خندون‌
یه‌ شب‌ ماه‌ میاد ، یه‌ شب‌ ماه‌ میاد ....

مرحوم احمد شاملو



تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢٥ | ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نويسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • اس ام اس دون
  • پي سي سون