قدرشناسی بزرگان علم

سلام.

ولادت خانم فاطمه الزهرا(س) و به محضر اقا مهدی صاحب الامر و الزمان(ع) و همه عاشقان تبریک می گم.

«مادر یعنی نگین خلقت، اوج نعمت، سنبلی از عشق»

روز یاداوری این  نعمت بی شمار و به همه شما بزرگواران تبریک می گم و خدا رو به خاطر همه ی نعمت هاش شکر می کنم.

«خدایا بی اندازه شکرت و بیش از پیش کمکمون کن تا قدرت تشکر از نعمت هاتون و همیشه و در همه حال داشته باشیم»

-----------------------------------------------------------------------------------------------

لوئى پاستور، شیمیدان معروف فرانسوى و صاحب کشف‏هاى مهم علمى، هنگامى که بر اثر نظریه‏هاى بدیع خود به اوج افتخار جهانى نائل شد، دولت فرانسه در صدد برآمد خانه‏اى را که محل تولد او بود به موزه تبدیل کند.

پاستور در آن مراسم ضمن یک سخنرانى که در خانه محقرشان ایراد کرد از مادر فداکارش کمال سپاس و حق‏شناسى را بجاى آورد. او با صدائى که از فرط تأثر مى‏لرزید چنین گفت: اى مادر عزیز! اى گمشده دلبند، که سالیانى دراز در این خانه با من به سر بردى، توئى که اکنون همه چیز را مدیون تو مى‏بینم. مادر شجاع و دلدارم! تمام حسن فداکارى و شور و هیجانى که در راه عظمت علم و بزرگى میهنم به کار بسته‏ام و از این پس نیز به کار خواهم بست، تو به من آموخته‏اى و در وجودم رسوخ داده‏اى. کار مشقت بارى که تو در خانه و درکارگاه کوچکمان پیش گرفته بودى، به من درس صبر و حوصله در تحقیقات علمى آینده‏ام داد. از آن گاه که با وجود فقر و مسکنت مرا به مکتب فرستادى، عشق به میهن و خدمت به بشر را در شب و روز به من آموختى. اکنون از تو اجازه مى‏خواهم، تمام سرافرازى که میهنم در جشن امروز به من اعطاء مى‏کند به پیشگاه عظمتت تقدیم کنم. همین قدر بدان که فرزندت امروز که در میان امواج افتخار و سربلندى غوطه ور است، بازهم خود را بدون تو، اى مادر عزیز، در این جهان بزرگ تنها و بى‏پناه مى‏بیند! (مادر، ص 239.)

سخن آلبرت انیشتن خطاب به معلم و دانش آموز:

بزرگترین هنر معلم، برانگیختن روح فعالیت در جهان به خاطر ابداع علم و تحصیل علوم است.

فرزندان عزیزم، به خاطر داشته باشید که هر چه در مدارس خود یاد می گیرید نتیجه ی کار نسل های بی شماری است، که در اثر کوشش آرزومندانه ی همه مردم جهان به ثمر رسیده، و سپرده ای است دست شما؛ از آن استفاده ببرید و به آن بیافزایید تا روزی که آن را، با کمال امانت و وفاداری به فرزندانتان بسپارید.

ما موجودات فانی، از مواد ابدی و پایدار آفرینش، علی رغم عمر کوتاه خودمان، ارزش هایی می آفرینیم که می توانند عمر جاوید داشته باشند.

/ 11 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جابر

سلام وقتی محمد رضا به حلال ها نمیاد چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟ واقعن چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟

فریبا

سلام ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو خدمت شما تبریک میگم. چقدر جالب.حتی انسان هایی مثل پاستور خودشون رو مدیون مادرشون میدونن.همه انسان های بزرگ و موفق در دامن یک زن فداکار بزرگ شدند/

آسمان

چتر نمیخواهم میخواهم باران رحمتت را با همه ی وجودم احساس کنم زندگیتان سرشار از رحمت خداوند باد . . .[گل][گل][گل] سلام دوست گرامی ممنونم از حضورتون ایام مبارک البته با تاخیر ببخشید یه کم گرفتار بود پستتون هم خیلی زیبا بود ممنون [گل]

بهار

سلام و تشکر از حضور گرمت قدیما یه مادر از 10تافرزند نگهداری میکرد.اما............امروز 10تا فرزند از یه مادر نگهداری نمیکنن .....حرمتها عاطفه ها احترامهاقدر شناسی ها و .............بسیار کمرنگ شده معلوم نیست با این سرعت داریم بکجا میرویم

رز سرخ

سلام دوست قديمي ببخش يه مدت نبودم الان به روزم خوشحال ميشم نظرت رو بدونم مطالب شادي آوره پس بيا ضرر نمي كني منتظرتم

گمنام

سلام.. پست رو بگذارید...مشکلی نیست.. خوشحال هم میشم.[لبخند]

جابر

زناب محصنه رو تو حلال بخون !

غریب آشنا

سلام داداشم خداقوت داداشم یاد یه روایت افتادم روزی شخصی خدمت رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد یا رسول الله مادرم از پا افتاده و من هممچون یک طفل به مادرم رسیدگی میکنم و او را نظافت و تر و خشک مینمایم و لقمه در دهانش میگذارم...آیا حق مادر را به جا آورده ام؟!! رسول خدا فرمودند: هرگز هرگز! مادرت زمانی که به تو رسیدگی میکرد آرزوی طول عمر تو را داشت در حالی که تو اینگونه نیستی! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم [گل]

مه بی تاب

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم می خواهم در روستایمان معلم شوم. دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند [گل]