«سوگند به قلم و آنچه که می نویسد...»

بنام حرمت دهنده ی قلم

بنده از همه ی کسانی که جامعه براشون حکم ویترین و داره تشکر می کنم.!!

تشکر می کنم برای اینکه باعث شدن به همه ی چیزهایی که پشت تصویر نگاهمون بودن مثل درخت ها، باد، نور خورشید و... بیشتر فکرکنم و دلیلی بودن برای اینکه باعث شدن توجهم بیشتر به خودم جلب شه.!!

تشکر ازشون که بعضی از کلمات و جمله هارو برام جا انداختن و معنی کردن مثل درست دیدن، برای خود زندگی کردن، اراده داشتن، زیبایی واقعی، و...

تشکرکه گهگاه بهم یاداوری می کردن: «...ما و من آیینه داری بیش نیست...»

گاه بهم میگفتن که آسمونی هم وجود داره.!!

هر موجودی دلیل بودن خودش و داره؛ و این و از کسایی که فکر می کنن بودن برابر با دیده شدنه فهمیدم.

تشکرمی کنم که بهم نشون دادن خودم باشم، برای خودم لباس بپوشم، برای خودم فکر کنم وحرف بزنم، برای خودم زندگی کنم.!!

تشکر! که نشونم دادن دل وعقل چقدر می تونن با هم غریبه و یا چقدر دوست باشن.!!

تشکر می کنم که بهم درس بزرگی دادن؛ بهم درس دادن که سست عنصر نباشم که اینجوری بودن، آدم رو سبک و با کمترین باد ملایم تو هوا معلق می کنه.!!

پ.ن: مهم نیست بقیه چجوری اند، تو از هر موقعیتی پله بساز برای عروج.!!

نوشته شده در 2/3/91 ساعت 11 صبح

تو هر لحظه ای یک نفر به دنیا میاد و با اومدنش بشارت خداوندگار و در صور وجودی خود می دمد که:

بشارت باد بر شما امیدواران به رحمت الهی.!!

بشارت بر شمایی که  توکل را چراغ راهتان قرار دادین و حواستون به سنگریزه های غرور بود که پشت پایتان نزند و ازین راه های ظاهر فریب، به راه راستی و خوبی قدم گذاشتین که به حق بهترین راهی که لایقتان بود را انتخاب کردین و گوارایتان باد خوب زیستن و به مقصدی پر از خوبی و روشنایی رسیدن و جاوید ماندن.!!

و تو هر لحظه ای یک نفر از دنیا میره و با رفتنش انذار خداوندگار را در صور عدم خود می دمد که:

زنهار بر شما غافلان و خواب زدگان.!!

زنهار بر شمایی که با گوش ها و چشم هایتان نشنیدید و ندیدید و طوری کورکورانه به هر مسیر قدم می گذارین و عقبی تان را به دنیایتان می فروشین که انگار پاییزی نخواهد بود.!!

وای بر شمایی که دنیا را یار و خدای خود گرفتین، و اگر می دانستین چقدر از آن چیزی که لایقتان می دانستم دور شده اید و در چه مردابی گیر افتاداید دیگر لئیم گونه نمی زیستید و می دانستین که این راه را، پایانی جز ظلمت مطلق و عذابی همیشگی نیست.!!

نوشته شده در 9/3/91 ساعت 3 صبح

/ 26 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلامی به زلالی باران ممنون از حضور گرمتون و دعوتتون برای خوندن مطلبی که نوشتید موفق و موید باشید [گل]

فریبا

سلام خیلی خیلی دلنشین و تاثیرگذار بود. خیلی زیبا نوشته بودید. اینجور که معلومه شما باید آدم شب زنده داری باشید.ساعت 3 صبح این جور نوشتن یه ذهن خلاق و فعال میخواد.و هم اینکه اکثریت کامنت هایی که میذارید برای ساعت 3 تا 4 صبحه! درسته؟ من هم خودم اغلب شبا دیر میخوابم.البته نهایتا ساعت 3 میخوابم دیگه.از بعد از نیمه شب من و خواهرم خیلی با شب و سکوتش حال میکنیم[نیشخند]و اگر هم زود به رختخواب برم بازم تا همون موقع ها هندزفری توی گوشمه...! راستی،این اولین کامنت بعد از کنکور بود[هورا]

هنورمنتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام! با "رسالت ما " بروزم و منتظر حضورتون! ضمنا اگه تمایل دارید ک از اینجانب ایمیل های علمی و... دریافت کنید و بروز بودنم رو از طریق ایمیل بهتون اطلاع بدم،آدرس ميلتون رو برام تو قسمت نظرات بذاريد! اللهم عجل لوليك الفرج

هنورمنتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام مجدد من چنتا نظر برای پستای شما بدهکارم! قول میدم ب امید خدا سرفرصت بیام! یا علی

آسمان

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا آئینه کاری کرده باشم مقدمت را اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه های پر معمّا...[گل]

آسمان

السلام عليك يا ابا صالح المهدي [گل][گل][گل][گل][گل][گل] هنوزم انتظارم انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است هنوزم خواب مي بينم به شب ها همان مردي كه بر اسبي سوار است همان مردي كه آيد جمعه روزي و اين پايان خوب انتظار است.... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] عشق تو آغاز و پایان دل است عشق تو دریای غم را ساحل است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ميلاد باسعادت حضرت وليعصر(عج) بر تمامي شيعيان و مظلومان جهان مبارك باد.

دیبا

اي مه بيا و برفكن از رخ نقاب را شرمنده كن ز طلعت خويش آفتاب را تا روي تو آموخت زغنچه پردگي آموزگار گشت دو چشمم صحاب را [قلب][گل][گل][گل]

گمنام

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی[گل]

هنوز منتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام! اگه اشتباه نکنم تیکه ی آخر از نهج البلاغه س ؛درسته؟ چه دل پری داره امام علی ازین اشباه الرجال...!

عمه

سلام.دعوت نامه عمومی جهت جشن پایان تحصیلی حامیان ولایت راس ساعت 10 شب مورخ 21 ر4.منتظرم