وقتی دل سودایی میرفت به بستان ها...

وقتی دل سودایی میرفت به بستان ها / بی خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان ها

گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل / تا یاد تو افتادم، از یاد برفت آن ها

ای مهر تو در دل ها، وی مهر تو بر لب ها / وی شور تو در سرها، وی سر تو در جان ها

تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم / بعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن / کوته نظری باشد، رفتن به گلستان ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد / باید که فروشوید دست از همه درمان ها

گر در طلبش رنجی، مارا برسد شاید / چون عشق حرم باشد،سهل است بیابان ها

هرتیر که در کیشست، گر بر دل ریش آید / مانیز یکی باشیم از جمله ی قربان ها

هر کو نظری دارد، با یار کمان ابرو / باید که سپر باشد، پیش همه پیکان ها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش / می گویم و بعد از من گویند به دوران ها

شیخ‌ مشرف‌الدین‌ ابن‌ مصلح‌ بن‌ عبدا... شیرازی‌ (شیخ اجل سعدی)

/ 15 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

مهر دل ما مدام، تقدیم شما عمری که شود به کام، تقدیم شما پیدا نشد آن هدیه که در شأن شماست یک باغ گل سلام، تقدیم شما[گل] صبح به خیر دوست عزیز پستت عالی بود از خوندنش لذت بردم ممنونم[گل][لبخند][گل]

رز سرخ

سلام مرسي از حضورت و مرسي از ابرازز لطفي كه به من داري ميدونم تا 23 ارديبهشت هنوز 21 روز ديگه مونده اما به نظر من واسه مادر و تشكر از زحماتش يه روز كمه من از الان با خلقت زن(مادر) ارج نهادن به اين موجود مقدس رو شروع كردم بيا و ببين نظر هم يادت نره مرسي[گل][گل]

دیبا

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش می گویم و بعد از من گویند به دوران ها.... عااااااااااالی بود انتخاب یه شعر از میون اشعار سعدی کار سختیه ولی خوشحالم که شعر خوبی انتخاب کردین[لبخند][تایید][گل]

سفیران نور

صلی الله علیک یا مولاتنا یا فاطمة الزهراء یا صاحب الزمان! موکول می کنم گله هجر را به روز بعد امروز حال مادرتان روبراه نیست لعن الله ظالمیک یا فاطمة الزهراء الی یوم القیمة

فاطیما

سلام.....[دست][دست][دست][دست][لبخند][گل]

آسمان

ختم مادر كنار خانه به ياد غريبي دلم بهانه گرفت كه بهر يار غريبش عزا شبانه گرفت مگو كه نيمه شبي پيكري به خاك سپرد تمام هستي او را از او زمانه گرفت علي شهيد در آن روز شد كه جانش را ميان كوچه عدو زير تازيانه گرفت فداي غربت آن كودك سيه پوشي كه ختم مادر خود را كنار خانه گرفت التماس دعا

باشو

چادری خیس، لبی خشک، دلی آزرده باد آورده به این دشت گلی پژمرده دختری رنج پدر دیده، پریشان از شهر همسری بس که پریشان شده، حیران از شهر مادری اهل غم انگیز‌ترین رفتن‌ها مادری خوب‌تر از خوب‌ترین ِ زن‌ها از تبار پدرانی که پیمبر ماندند لاله‌هایی که شکفتند، که پرپر ماندند گل در این دشت خریدار خودش را دارد دشت ، دلتنگی دیدار خودش را دارد سر بالین پیمبر به خدا تنهایی چون که خورشید پرستار خودش را دارد جز علی هیچ کسی لایق لبخندت نیست هر که دلداده شود یار خودش را دارد تو و مولا ، گل و صحرا ، شب و غربت ، پیداست هر که عاشق شده دلدار خودش را دارد قطعه ای ازشعر مادرپروانه ها:علی سلیمانی

پادینا

امروز آسمان هم برای فاطمه(س) گریست سوگواریتان قبول و التماس دعا

فریبا

سلام شعر فوق العاده ای بود. من عاشق ادبیات شیرین فارسی ام واقعا روحم با خواندن این قبیل شعرها صیقل پیدا میکنه.