حق مادر

سلام.

به محضر حضرت مهدی(ع) و همه مسلمانان، ولادت امام حسن عسگری(ع) و تبریک و شهادت حضرت فاطمه المعصومه(س) و تسلیت می گم.

قبل از خوندن این مطلب خواستم یه موضوعی و بهتون اطلاع بدم و اون اینکه، به امید خدا توی اخرین ماه از سال 91 که یکم مجال خاطره بازی بیشتره، قصد دارم حال و هوای منشور هنر و با عنایت خداوندگار و همکاری شما مخاطبان بزرگوار به سمت روزگاری نزدیک و شیرین سوق بدم. برای اولین هفته با اهنگ کارتون «بچه های آلپ» که برای خیلی ها از جمله بنده دلنشین و خاطره انگیز هست شروع می کنم.

___________________________________________________________

حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته است که کسی نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده است که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه ی وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست ، با شادمانی و سرور، نگهبانی و نگهداری کرده ، و ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادان و خرم است که تو را سیر می نماید و خود گرسنه می ماند! ، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد ، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند ، خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند ، با تحمل مشقت آسایش تو را فراهم آورد ، با رنج بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد!

شکمش ظرف وجود تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است ، پس باید به پاس این همه محبت و زحمت ، شکرگزار او باشی و هرگز نمی توانی مگر خدایت یاری کند!

«برگرفته از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام»

---------------------------------------------------------------------------

نظر محمدرضا:

یادمه در بخشی از صحیفه ی گرانقدر حضرت سجاد(ع) هم اینگونه اومده بود که: «...خدایا! اگر در برابر عظمت و جلال تو آنقدر به رکوع خم شوم که مهره ی پشتم بشکند...» خدایا اگر اینگونه هم عبادت شما کنم شاید شکر قطره ای از دریای نعمت مادر و پدری از جنس نور و ادا کرده باشم که این نعمت خود ستاره ای از کهکشان نعمت های شماست.

منبع: وبلاگ " هنر غریب آشناُ "

---------------------------------------------------------------------------

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جابر

محمد رضا یه دونه ی منحصر به فردی شما قشنگ بود خیلی بیا مور رو بخون

محبوبه

امروز روزِ توست، ای مهربان‌ترین فرشته‌ی خدا. بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟ صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟ آن زمان که خط خطی های بی‌قراری ام را با مهر و محبّتت پاک می‌کردی و با صبر و بردباری کلمه‌ به کلمه ی زندگی را به من دیکته می‌گفتی خوب به خاطرم مانده است. و من باز فراموش می‌کردم محبت تشدید دارد. در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی. آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط، امید را هرگز از یاد نبرم. ازوبلاگ عاشقانه ها

هنوز منتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام خدا کنه بتونیم والدینمونو راضی نگه داریم تا خدا ازمون راضی باشه... ب روزم دوس داشتین تشریف بیارین. یا علی

مهلا

سلام از اینکه خبرم کردین ممنونم مطلب خیلی خوبی بود بازم سپاس گذلرم

میشه شفاعتم کنی پسرخاله

شهدا سنگ نشانند که ره گم نکنیم. سلام بزرگوارباوصیتنامه های جالب شهدابروزم ومنتظزنظرات ارزشمندشما التماس دعا اجرت باشهدا

آسمان

مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟» دختر در حالی که گریه می کرد گفت: «می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط ۷۵ سنت دارم در حالی که گل رز ۲ دلار می شود.» مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک شاخه رز قشنگ می خرم. وقتی از گلفروشی خارج شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: «آنجا» و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد. مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت. مرد دلش گرفت.. طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و ۲۰۰ مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد! سلام دوست عزیز مرسی از مطلب ارزشمندت این متن رو یکی از دوستام واسم ایمیل زده داستان قشنگیه براتون کامنت گذاشتم من که خیلی زود از مهرمادری محروم شدم ولی همیشه حس میکنم مادرم سایه به سا

جابر

سلام اون که بله انتخاب هم مهمه در ضمن خدا یه دونه نیست دونه مال آدماست بیا حصر عقلی روبخون روشن شی

میثم

سلام دوچرخه سواری با خدا در وبلاگ پا جای پا! شما هم بیایید. [گل]

الهام

واقعا کاش بشه یک صدم از محبت هاشو جبران کرد...من که شرمندشم

آسمان

يوسف مي دانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا ، به سوي درهاي بسته دويد و تمام درهاي بسته برايش بازشد; اگر تمام درهاي دنيا هم برويت بسته بود ، بدو ،چون خداي تو و يوسف يكي هست. . . [گل] سلام روز به خیر دوست گرامی