دشت تا خیمه زد آهنگ خروشیدن را...

«الّلهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»

دشت تا خیمه زد آهنگ خروشیدن را
چاه هم تجربه کرد آتش جوشیدن را

دست خورشید در آفاق رسالت چرخید
چنگ زد گیسوی تردید پریشیدن را

و بیابان چه تبی داشت از انبوه سکوت
تا مبارک کند این آینه پوشیدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل کرد
تازه کرد آن خُم نو، چشمه نوشیدن را

پر شد آغوش غدیر از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بکوبد هیجانات نیوشیدن را

عطر «من کنتُ...» و غوغای «علیُ مولاه»
قافله قافله راند این همه کوشیدن را

پروانه نجاتی

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گمنام

سلام. به روزم با " نامه ی دختر شهید حسن تهرانی مقدم به پدرش" منتظر حضور گرمتون...

غریب آشنا

سلام بر داداش عزیز و بزرگوارم عیدتون مبارک[قلب][ماچ][گل][گل][گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل]

محمدعلی

ما می رویم سمت همان بوی سیب ها بوی خوش غلام و بوی حبیب ها سرخ است سینه ما "یا ایهالعزیز" بازا به حرمت "امن یجیب" ها...

دیبا

سلام اقا محمد رضا معذرت بابت تاخیرم ولی با تاخیر عیدتون مبارک موفق و شاااد باشین[لبخند][گل]

مهلا

سلام خیلی ببخشید کمی دیر شد . اما با دو شعر زیبا بروزم[لبخند]

محمدعلی

هيچ وقت ،هيچ چيز را بي جواب نگذار!!! جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب دورنگي را با خلوص جواب مسئوليت را با وجدان جواب بي ادب را با سكوت جواب خشم را با صبوري جواب پشتكار را با تشويق جواب كينه را با گذشت جواب گناه را با بخشش جواب دلمرده را با اميد جواب منتظر را با نويد

عمه

شاعر :امام خمینی ره به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا جُز تو ای جان جهان، دادرسی نیست مرا عاشق روی توام، ای گل بی مثل و مثال به خدا، غیر تو هرگز هوسی نیست مرا با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولی چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا پرده از روی بینداز، به جان تو قسم غیر دیدار رخت ملتمسی نیست مرا گر نباشی برم، ای پردگی هرجایی ارزش قدس چو بال مگسی نیست مرا مده از جنت و از حور و قصورم خبری جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا

عمه

شرط عشق شاعر : هاشم وفایی پیش از آنی که عزادار محرم باشی سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی همره زمزم اشکی که تو را بخشیدند می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است گر در این ماه عزا همسفر غم باشی صاحب بزم حسین است، علی و زهرا نکند غافل از این محفل ماتم باشی به همان دست و سر و سینه مجروح قسم شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی التماس دعا

عمه

سلام.حالت خوبه؟خداروشکراومده بودم بگم چراپیدانیستی دیدم الحمدالله هستی.موفق باشی[گل]

فریبا

بله... فکر کنم این پست مربوط به ایام عید غدیر بوده! با عرض شرمندگی از اینکه خیلی دیر رسیدم و اینکه الان دیگه جای تبریک گفتن نیست.چون هم زمانش گذشته و هم در ایام عزاداری امام حسین علیه السلام هستیم. راستش نزدیک به دنیا اومدن بچه خواهرم بود و کارایی که باید میکردیم.بالاخره این فسقلی اومد بیرون و خیال همه رو راحت کرد[قلب]